الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
200
الغدير ( فارسي )
آيا اين همان طلحه است كه در اثناى جنگ جمل امير المؤمنين على ( ع ) او را سوگند داد و از او در بارهء حديث ولايت ( هر كه من مولاى اويم على مولاى او است ) اقرار خواست و حجت را بر وى تمام كرد ، و او بهانه آورد كه آن حديث را فراموش كرده است ؟ همچنان پس از بيعتى كه با حضرتش كرده بود از يارى او خوددارى ورزيد و مانع استقرار حق و اجراى قانون اسلام توسط مولاى متقيان شد تا آن كه با تيرى كه مروان به طرفش پرتاب كرد به خاك هلاك افتاد ، در حالى كه سر از اطاعت امام زمانش پيچيده بود ! آيا امام و كسى كه عليه او شوريده با هم در بهشتند ؟ ! اين همان طلحه است كه آيهء شريفهء : « حق نداريد پيامبر خدا را بيازاريد و نه اين كه به هيچ وجه همسرانش را پس از او به همسرى خويش درآوريد . آن كارتان در پيشگاه خدا ( گناهى ) سهمگين است » ( 1 ) در باره اش نازل گشت آن هنگام كه گفت : « محمد همسران ما را پس از ما به همسرى خويش در مىآورد و در عين حال ما را از دخترعموهايم باز مىدارد ! اگر پيشامدى برايش كرده ( يعنى درگذشت ) بعد از او با همسرانش ازدواج مىكنيم ! » و گفت : « اگر پيامبر خدا ( ص ) بميرد با عائشه كه دختر عموى من است ازدواج خواهم كرد » و حرفش به گوش پيامبر اكرم ( ص ) رسيد و آزرده خاطر گشت و آن آيت فرود آمد ؟ ! عمر وقتى زخم برداشته بود به او گفت : حرفى دارم ، بزنم يا نه ؟ گفت : بگو . اما تو سخن خيرى نمىگوئى . گفت : من تو را از آن روز كه انگشتت در جنگ « احد » آسيب ديد مىشناسم و مىدانم كه چه در سر دارى . و پيامبر خدا ( ص ) در حالى درگذشت كه از سخنى كه روز نزول آيهء حجاب گفتى خشمگين بود از دست تو . ابو عثمان - جاحظ مىگويد : طلحه روزى كه آيهء حجاب فرود آمد در حضور كسانى كه حرفش را به اطلاع پيامبر خدا ( ص ) رساندند گفت : « حجاب امروزشان برايش چه فايده دارد . فردا مىميرد و زنانش را به ازدواج خويش در مىآوريم » . جاحظ مىگويد : « اگر كسى به عمر مىگفت : تو كه گفته اى : پيامبر
--> ( 1 ) - احزاب 53 .